سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

امام خمینی(ره)وجوان امروز
ثامن تم
لینک دوستان


دوشنبه 94/11/19 .:. 9:19 عصر .:. فاطمه السادات نظرات ()


دوشنبه 94/11/19 .:. 9:7 عصر .:. فاطمه السادات نظرات ()

حجه الاسلام فرقانی

ظهر آن روزى که مرحوم حاج آقا مصطفى رحلت کرده بودند و منزل امام پر بود از کسانى که براى تسلیت به محضر ایشان مى‏آمدند. وقتى همه رفتند، تا اذان ظهر شد امام بلند شده و تشریف بردند و وضو گرفتند و فرمودند: «من مى‏روم مسجد» گفتم اى واى، آقا امروز هم برنامه همیشگى نماز جماعت خود را ترک نمى‏کنند. لذا به یکى از خادمها گفتم زود برود به خادم مسجد خبر دهد. وقتى مردم فهمیدند که امام به مسجد مى‏آیند جمعیت از هر طرف به مسجد ریختند .           

 (برداشتهایی از سیره امام خمینی رحمه الله علیه جلد 3 صفحه 54 )


شنبه 94/5/3 .:. 5:6 عصر .:. فاطمه السادات نظرات ()

 

خانم زهرا مصطفوی (دختر امام):

تنها یکی دو مورد بوده که ایشان به ما نصیحت هایی کرده اند. یکی در ازدواج دختر خودم بوده که موقعی که خطبه عقد ایشان را خواندند و ما خصوصی خدمت ایشان بودیم به دختر من نصیحت کردند که: «تو هر وقت شوهرت وارد می شود و دیدی خیلی عصبانی است و حتی در آن عصبانیت به تو تهمت زد و یک چیزهای خلاف گفت، تو در آن موقع به ایشان هیچی نگو، بعد از آنکه از عصبانیت افتاد، بعدها بگو این حرفت تهمت بوده» و بعد برگشتند رو به داماد کردند و گفتند: «شما هم همین طور، اگر یک وقتی وارد شدید و دیدید ایشان عصبانی است، آن موقع تذکرات را ندهید» (برداشتهایی از سیره امام خمینی رحمه الله علیه جلد 1 صفحه 54 )


شنبه 94/5/3 .:. 5:4 عصر .:. فاطمه السادات نظرات ()

دانشنامه امام خمینی ره

عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد

افطار به می کرد برم پیر خرابات

گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد

با باده وضو گیر که در مذهب رندان

در حضرت حق این عملت بارور افتاد (1)

عالمان ربانی چلچراغ های پر فروغی هستند که در هر عصری در آسمان علم و عمل می درخشند و با کسب نور و گرما از خورشید رسالت و امامت بر زمینیان تجلی می کنند و آنان را به سوی منابع نور و برکت دودمان وحی رهنمون می سازند و بر بال عرفان ناب محمدی نشانده به مشکات ملکوت عروج می دهند .

در میان آن دین باوران کفر ستیز، چهره محبوب قرن، فقیه تیزبین، سیاستمدار خداجو، فیلسوف، عارف، مفسر ژرف اندیش، حضرت امام خمینی از موقعیتی ویژه برخوردار است . او با عمری که روزها و ساعت ها و لحظه هایش با مراقبه و محاسبه سپری می شد صدها آیه قرآن را تجسم و عینیت بخشید، او مظهر ارزشها قرآن و اهل بیت بود . ماه رمضان برای امام ارزش خاصی داشت، بدین جهت در ماه رمضان ملاقات های خود را تعطیل می کردند تا بهره بیشتری از برکات این ماه ببرند . ایشان می فرمودند: «خود ماه رمضان، کاری است » (2) لذا کارهای دیگر را کم می کردند و بیشتر به دعا و قرآن می پرداختند .

در این ماه شعر نمی خواندند و نمی سرودند و گوش به شعر هم نمی دادند و دگرگونی خاصی متناسب با این ماه در زندگی خود ایجاد می کردند; به گونه ای که این ماه را سراسر به تلاوت قرآن مجید، دعا و انجام مستحبات مربوط به ماه رمضان سپری می کردند . (3) غذا بسیار کم می خوردند حتی در روزهای بلند و طولانی روزه می گرفتند اما وقت افطار و سحر آن قدر کم می خوردند که خادمشان فکر می کردند آقا چیزی از غذا نخورده . (4)

عبادت و تهجد

از جمله برنامه های ویژه حضرت امام در رمضان عبادت و تهجد بود . امام عبادت را ابزار رسیدن به عشق الهی می دانستند . و به صراحت بیان می کردند که در وادی عشق نباید به عبادت به چشم وسیله ای برای رسیدن به بهشت نگاه کرد . (5)

اکثر آشنایان امام نقل می کنند که از سن جوانی نماز شب و تهجد جزو برنامه هایشان بود .

بعضی از اهل بیت ایشان می فرمودند: وقتی در ظلمات و تاریکی نیمه شب آهسته وارد اتاق امام می شدم معاشقه امام را با خدا احساس می کردم و می دیدم که با خضوع و خشوعی خاص نماز می خواندند و قیام و رکوع و سجود را به جا می آوردند که حقا وصف ناپذیر بود . با خودم فکر می کردم که شب امام حقیقتا لیلة القدر است این حالات امام نه یک شب و دو شب بلکه یک عمر برقرار بود، گفته اند که پنجاه سال نماز شب امام ترک نشد . یکی از اعضای دفتر ایشان در این باره می گوید: پنجاه سال است که نماز شب امام ترک نشده، امام در بیماری، در صحت، در زندان، در خلاصی، در تبعید، حتی بر روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب خواندند . (6)

و اگر شبی موفق به نماز شب نمی شدند فردایش بسیار ناراحت و محزون بودند از مرحوم آیة الله مصطفی خمینی (ره) نقل شده که می فرمودند: دیدم آقا (امام) در اتاق خود هستند و صدای گریه ایشان بلند است از مادرم پرسیدم چه شده که آقا گریه می کنند مادرم فرمودند ایشان در شبی که موفق به نماز شب و راز و نیاز با خدا نشود چنین حالی را دارد . (7)

امام توجه خاصی به نوافل داشته و هرگز نوافل اش را ترک نمی فرمود . نقل شده که امام در نجف اشرف با آن گرمای شدید هوا ماه رمضان را روزه می گرفت و با این که در سنین پیری بودند و ضعف بسیار داشتند تا نماز مغرب و عشاء را به همراه نوافل بجای نمی آوردند . افطار نمی کردند و شبها تا صبح نماز و دعا می خواندند و بعد از نماز صبح مقداری استراحت می کردند . (8) و صبح زود برای کارهایشان آماده می شدند . (9)

خانم زهرا مصطفوی می گوید: راز و نیاز امام و گریه ها و ناله های نیمه شب ایشان چنان شدید بود که انسان را بی اختیار به گریه می انداخت . (10)

یکی از برادران پاسدار که محافظ امام بود می گفت: امام شبها معمولا دو ساعت به اذان صبح بیدار بودند یک شب متوجه شدم که امام با صدای بلند گریه می کنند من هم متاثر شدم که امام با صدای بلند گریه می کنند من هم متاثر شدم و شروع کردم به گریه کردن . (11)

یکی از اساتید قم نقل می کرد شبی مهمان حاج آقا مصطفی بودم، ایشان خانه جداگانه ای نداشتند و در منزل امام زندگی می کردند، نصف شب از خواب بیدار شدم و صدای آه و ناله ای شنیدم نگران شدم که در خانه چه اتفاقی افتاده است حاج آقا مصطفی را بیدار کردم و گفتم ببین در خانه چه خبر است . ایشان نشست و گوش داد و گفت: صدای امام خمینی است که مشغول تهجد و عبادت است . (12)

و در ماه رمضان این شب زنده داری و تهجد وضعیت دیگری داشت یکی از محافظین بیت می گوید: در یکی از شبهای ماه رمضان نیمه شب برای انجام کاری مجبور شدم از جلوی اتاق امام گذر کنم حین عبور متوجه شدم که امام زار زار گریه می کردند، هق هق گریه امام که در فضا پیچیده بود واقعا مرا تحت تاثیر قرار داد که چگونه امام در آن موقع از شب با خدای خویش راز و نیاز می کند . (13)

آخرین رمضان دوران حیات امام به گفته ساکنان بیت از رمضانهای دیگر متفاوت بود، به این صورت که امام همیشه برای خشک کردن اشک چشمشان دستمالی را همراه داشتند، ولی در آن ماه رمضان حوله ای را نیز همراه بر می داشتند . تا به هنگام نمازهای نیمه شبشان از آن استفاده کنند . (14)

یکی از محافظین بیت می گوید: در رمضان سال قبل از رحلتشان بعضی وقتها که به نزد ایشان می رفتم می دیدم که قیافه شان کاملا بر افروخته است و چنان اشک ریخته اند که علاوه بر دستمال اشکشان را با حوله پاک می کردند .

توجه ویژه به قرآن

امام خمینی توجه خاصی به قرآن داشت به طوری که روزی هفت بار قرآن را می خواندند . (15)

هر فرصتی که به دست می آوردند - ولو اندک - قرآن می خواندند بارها دیده شد که امام حتی در دقایقی قبل از آماده شدن سفره که معمولا به بطالت می گذرد قرآن تلاوت می نمود . (16)

امام بعد از نماز شب اش تا وقت نماز صبح قرآن می خواند . (17) یکی از اطرافیان امام می گوید:

امام در نجف چشمشان درد می کرد به دکتر مراجعه کردند، دکتر بعد از معاینه چشم امام گفت: شما باید چند روزی قرآن نخوانید و به چشمتان استراحت بدهید!

امام خندید و فرمود: دکتر من چشمم را برای قرآن خواندن می خواهم چه فایده ای دارد که چشم داشته باشم و قرآن نخوانم شما یک کاری کنید من بتوانم قرآن بخوانم . (18)

یکی از همراهان امام در نجف اظهار می کرد که امام خمینی (ره) در ماه رمضان هر روز ده جزء قرآن می خواندند; یعنی در هر سه روز یک دوره قرآن می خواندند . برادران خوشحال بودند که توانسته اند دو دوره قرآن را در ماه رمضان بخوانند ولی بعد فهمیدند که امام ده دوره قرآن را ختم کرده اند . (19)

علاوه بر آن هر سال چند روز قبل از ماه رمضان دستور می دادند که چند ختم قرآن برای افرادی که مد نظر مبارکشان بود رائت شود . (20)

گزیده هایی از توصیه های امام به مناسبت ماه رمضان

شما در این چند روزی که به ماه رمضان مانده به فکر باشید خود را اصلاح کرده توجه به حق تعالی پیدا نمائید، از کردار و رفتار ناشایسته خود استغفار کنید، اگر خدای نخواسته گناهی مرتکب شده اید قبل از ورود به ماه مبارک رمضان توبه کنید، زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید، مبادا در ماه مبارک رمضان از شما غیبتی، تهمتی و خلاصه گناهی سر بزند در محضر ربوبی با نعم الهی و در مهمان سرای باری تعالی آلوده به معاصی باشید . شما اقلا به آداب اولیه روزه عمل نمایید و همانطور که شکم خود را از خوردن و آشامیدن نگه می دارید، چشم و گوش و زبان را هم از معاصی باز دارید . از هم اکنون بنا بگذارید که زبان را از غیبت، تهمت، بدگویی و دروغ نگهداشته، کینه، حسد و دیگر صفات زشت شیطانی را از دل بیرون کنید .

اگر با پایان یافتن ماه مبارک رمضان در اعمال و کردار شما هیچگونه تغییری پدید نیامد و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نکرد معلوم می شود، روزه ای که از شما خواسته اند محقق نشده است . اگر دیدید کسی می خواهد غیبت کند، جلوگیری کنید و به او بگویید: ما متعهد شده ایم که در این سی روز ماه مبارک رمضان از امور محرمه خود داری ورزیم و اگر نمی توانید او را از غیبت باز دارید از آن مجلس خارج شوید، ننشینید و گوش کنید، باز تکرار می کنم تصمیم بگیرید در این سی روز ماه مبارک رمضان مراقب زبان، چشم، گوش و همه اعضا و جوارح خود باشید . (21) توجه بکنید که ماه مبارک را به آدابی عمل بکنید . . . فقط دعا نباشد دعا به معنای واقعی اش باشد . (22)

پی نوشت ها:

1) امام خمینی، دیوان اشعار (تاریخ سرودن شعر 29 شعبان 1407)

2) پا به پای آفتاب ج 1، ص 286 .

3) برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 3، ص 90 .

4) همان، ص 89 .

5) رضا مختاری، سیمای فرزانگان، ص 220 .

6) روزنامه جمهوری اسلامی، 2 بهمن 64، ص 3، ویژه نامه .

7) امام در سنگر نماز، ص 83، و هزار و یک نکته حسین دیلمی، نکته 129 .

8) حسین دیلمی، هزار و یک نکته به نقل از کتاب حبیب و محبوب، ص 53 و سیمای فرزانگان، ص 180 .

9) رضا مختاری، سیمای فرزانگان، ص 159 و برداشتهایی از سیره امام خمینی (ره)، ج 3، ص 99 .

10) برداشتهایی از سیره امام، ج 3، ص 132 .

11) همان، ص 286 .

12) هزار و یک نکته، نکته 104 . جلوه ای از خورشید، ص 90 .

13) برداشتهایی از سیره امام، ج 3، ص 126 .

14) برداشتهای از سیره امام، ج 3، ص 126 .

15) برداشتهایی از سیره امام، ج 3، ص 8 .

16) همان .

17) همان، ص 7 .

18) پابه پای آفتاب، ج 1، ص 181 .

19) سیمای فرزانگان، ص 159و 161 و برداشتهایی از سیره امام، ج 3، ص 8 .

20) محمد حسن رحیمیان، در سایه آفتاب، ص 115 .

21) جهاد اکبر، ص 44 و محمد رضا اوحدی، روح عرفانی روح الله، ص 95 .

22) پاسدار اسلام، شماره 100 مورخ 1/69 سال 9، ص 26 .


دوشنبه 94/4/1 .:. 2:2 عصر .:. فاطمه السادات نظرات ()

 

یکی از سخت‏ترین امور آن است که انسان، ایام جوانی خود را به بطالت گذراند و از یاد حضرت دوست غافل باشد و از کاروان انسانیت به دور مانده در پیری به یاد ایام از دست رفته ناله سر دهد که:

;افسوس که عمری پی اغیار دویدیم ;از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

;سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم ;جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم

حضرت امام خمینی در یکی از نامه‏های خود با تذکر این نکته می‏فرمایند:

"بدان که یک روز... همچون من عقب مانده از قافله عشاق دوست، خدای نخواسته بار سنگین تأسف را به دوش می‏کشی، پس از این پیر بینوا بشنو که این بار را به دوش دارد و زیر آن خم شده است، به این اصطلاحات که دام بزرگ ابلیس است بسنده مکن و در جست‏وجوی او جل و علا باش. جوانی‏ها و عیش و نوش‏های آن بسیار زودگذر است که من خود همه مراحلش را طی کردم و اکنون با عذاب جهنمی آن دست به گریبانم و شیطان درونی دست از جانم بر نمی‏دارد تا - پناه به خدای تعالی - آخر ضربه را بزند، ولی یأس از رحمت واسعه خداوند خود از کبائر عظیم است و خدا نکند که معصیت کاری مبتلای به آن شود. " حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام نیز در مناجات خود باحق تعالی چنین زمزمه می‏فرمایند:

الهی و قد اَفْنَیتُ عمری فی شِرّةِ السّهوِ عنک و اَبْلَیتُ شَبابی فی سَکْرَةِ التَّباعد مِنک فلم اَسْتَیقِظْ ایام اغتراری بکَ وَ رُکوُنی الی سبیل سَخَطِکَ؛ بارالها! عمر را در حرص و آز شدید و غفلت از تو تباه ساختم و جوانی‏ام را در مستی بعد و دوری از تو فرسودم و در روزگار دلیری و گستاخی به تو و قرار گرفتن در راه خشم تو، بیدار نشدم.


سه شنبه 94/3/5 .:. 2:33 عصر .:. فاطمه السادات نظرات ()

 

خانم نعیمه اشراقی (نوه امام):

خویشاوندان امام که از پانزده سالگی با ایشان بودند،  می گفتند: «از پانزده سالگی ایشان که ما در خمین بودیم، آقا یک چراغ موشی کوچک می گرفتند و می رفتند به یک قسمت دیگر که هیچ کس بیدار نشود و نماز شب می خواندند.» خانم می گویند: «تا حالا نشده که من از نماز شب ایشان بیدار شوم.» چون چراغ را مطلقا روشن نمی کردند. نه چراغ اتاق را روشن می کردند، نه چراغ راهرو را و نه حتی چراغ دستشویی را. برای اینکه کسی بیدار نشود، هنگام وضوی نماز شب، یک ابر زیر شیر می گذاشتند که آب چکه نکند و صدای آن کسی را بیدار نکند.                                                           (برداشتهایی از سیره امام خمینی رحمه الله علیه جلد 3 صفحه 113 )


چهارشنبه 94/1/26 .:. 12:41 صبح .:. فاطمه السادات نظرات ()

 

 

153754 754 خاطره ای جالب از امام خمینی (ره)

 

 

 

خانم فاطمه طباطبایی (عروس امام):

رمضان سال قبل از رحلت امام را خوب به یاد دارم. بعضی وقتها هر بار که به دلیلی نزد ایشان می رفتم و سعادت پیدا می کردم با ایشان نماز بخوانم، وارد اتاقشان که می شدم می دیدم قیافه ایشان کاملا برافروخته است و چنان اشک می ریختند که دیگر دستمال کفاف اشکشان را نمی داد و کنار دستشان حوله می گذاشتند. امام شبها چنین حالتی داشتند و این واقعا معاشقه ایشان با خدا بود.

(برداشتهایی از سیره امام خمینی رحمه الله علیه جلد 3 صفحه 133 )


چهارشنبه 94/1/26 .:. 12:40 صبح .:. فاطمه السادات نظرات ()

برو آخوند بشو

آقای سید رضا مصطفوی (نوه امام )

یک روز وارد اتاق امام شدم دیدم آقا مسیح نوه امام هم پیش ایشان هستند ...امام رو به مسیح کردند و فرمودند : "اگر می خواهی در جهان سعادتمند باشی , برو آخوند شو . که بتوانی همیشه از حق دفاع کنی و جلوی ناحق باستی و از چیزی نترسی و به حق عمل کنی . حتی اگر برای خودت ناگوار باشد

(برداشتهایی از سیره امام خمینی رحمه الله علیه جلد 1 صفحه 60 )


چهارشنبه 94/1/26 .:. 12:36 صبح .:. فاطمه السادات نظرات ()
امام خمینی

امام اجازه نمی‏دادند کسی پشت‏سرشان راه بروند- خاطره‌‏ای از حجت‌‏الاسلام غیوری

در سال‌‏های 1327 و 1328 وقتی که امام در مسجد «سلماسی‏» قم تدریس می‏کردند، مسیر حرکت ایشان از خانه به طرف محل درس‏شان با بنده یکی بود. چون منزل ما هم در نزدیکی منزل امام بود لذا بیشتر روزها میان راه، با هم برخورد می‏کردیم. امام وقتی صدای پای ما را می‏شنیدند با ما احوالپرسی می‏کردند و به ما تکلیف می‏کردند که پیشاپیش ایشان حرکت کنیم و اجازه نمی‏دادند پشت سرشان حرکت کنیم و همیشه هم به تنهایی از منزل به طرف مسجد سلماسی حرکت می‏کردند.


چهارشنبه 94/1/26 .:. 12:35 صبح .:. فاطمه السادات نظرات ()
.:. کدنویسی : وبلاگ اسکین .:. گرافیک : ثامن تم .:.
درباره وبلاگ

امام خمینی(ره):*عزیزم ! از جوانی به اندازه ی که باقی است استفاده کن که در پیری همه چیز از دست می رود .حتی توجه به اخرت و خدای متعال
موضوعات وب

امکانات وب


بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 17
کل بازدیدها: 7657